لویاتان را به قلّاب توانی کشید؟

پرونده‌ای برای فیلم «لویاتان» آندری زویاگینتسف

لویاتان

برای دریافت پرونده، بر تصویر بالا کلیک کنید.

«لویاتان» آخرین ساخته‌ی آندری زویاگینتسف که در سال ۲۰۱۴ درجشنواره‌های معتبری همچون جشنواره کن و اسکار خوش درخشید از بحث‌برانگیزترین فیلم‌های چندسال اخیر سینمای روسیه بوده است. شاید بتوان زویاگینتسف را مهمترین فیلم‌ساز یک‌دهه‌ی اخیر سینمای روسیه دانست که در این مدت حتی از افرادی مانند نیکیتا میخالکوف و الکساندر سوکوروف نیز اقبال بیشتری بدست آورده است. «لویاتان» که برنده‌ی جوایزی همچون بهترین فیلم‌نامه از جشنواره کن سال ۲۰۱۴ و نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم خارجی شده بود از جانب بسیاری از منتقدین سینما بعنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان سال ۲۰۱۴ نیز برگزیده شد. آنچه پروبلماتیکا را بر آن داشت درقالب پرونده‌ی پیشِ رو به این فیلم بپردازد اهمیت مسائلی است که در متن آن طرح شده است، از قدرقدرتی دولت و بی‌پناهی و بی‌حقی شهروند در برابر آن گرفته تا فساد سیستماتیک بوروکراسی دولتی و همدستی قدرت و کلیسا. از این وجه، لویاتان فیلمی است در ارتباط با فساد سراسری و نهادینه در ساختار سیاسی و اقتصادی روسیه‌ی پساسوسیالیستی. داستان فیلم در عصر پوتین و مشخصاً در ارتباط با شرایط سیاسی حاکم بر این عصر می‌گذرد و از این حیث گویای بسیاری از تنش‌ها و تناقضات درونی روسیه‌ی معاصر است. «سیاه‌نمایی» آشکار فیلم، در تقابل با اشتیاق ایدئولوژیک دولت پوتین به تصویرسازی از روسیه‌ای مقتدر، متحد و دستخوش پیشرفت، احتمالاً بیش از هر تصویر به ظاهر بی‌طرفِ واقع‌نمایی در ترسیم حال و روز جامعه‌ی معاصر روسیه‌ موفق عمل کرده است.

پرونده‌ی حاضر از دو مقاله، یک یادداشت، و یک مصاحبه با کارگردان تشکیل شده است. محمد حسین میربابا در مقاله‌ی خود به پیوند میان اسطوره‌ی لویاتان و داستان مدنظر کارگردان پرداخته است. یگانه خویی بیشتر بر سویه‌های لویاتان هابزی و ارتباط میان دولت مدنظر هابز و تصویری که در این فیلم از ساختار حاکم بر جامعه‌ی روسیه‌ی معاصر به دست داده می‌شود تأکید کرده است. روزبه آقاجری در یادداشت کوتاه خود جایگاه فرد/شهروند را در پیکره‌ی دولت مقتدر مورد ارزیابی قرار داده و در آخر مهدی جمشیدی مصاحبه‌ی ان تامپسون با زویاگینتسف در ارتباط با نگاهش به مقوله‌ی فساد در روسیه‌ی معاصر و همچنین دیدگاه کلی کارگردان در ارتباط با سینمای معاصر روسیه را ترجمه کرده است.