بازخوانی چهره‌ی نراقی (حرکت از جامعه‌شناسی به یک علم بومی جدید)

برای دانلود کتاب، بر تصویر فوق کلیک کنید.

 

از متن:
«دغدغه‌ی بومی‌کردن علوم اجتماعی از همان آغاز با نراقی همراه بود. البته می‌بایست در نظر داشت که تصورِ بومی‌کردن علوم اجتماعی در گام‌های نخست، بیش از هرچیز به‌معنای توان‌مند کردن علوم اجتماعی در پژوهش‌ها و تحقیقات مرتبط با مسائل جامعه‌ی ایران بود. دغدغه‌ی نوعی جامعه‌شناسی مسئله‌محور که به‌گفته‌ی جمشید بهنام، دغدغه‌ی تمامی اعضای مؤسسه بود[۵]. اما ماجرای بومی‌گرایی در نراقی کم کم از دغدغه‌های مسئله‌محورانه فاصله گرفت و به پرسش از «ماهیت» علوم اجتماعی منجر شد. این چرخش فکری در نراقی زمانی دیده می‌شود که از اواخر دهه‌ی ۴۰ به سمت مدیریت امور جوانان در یونسکو منصوب می‌گردد. موازی با سفرهایش به سخنرانی‌هایی می‌پردازد که تماماً محتوایی در نقد علوم اجتماعی، نقد غرب، نقد تکنولوژی و نقد علم به‌طور کلی دارد. باید گفت که نراقی تا پیش از این سخنرانی‌ها که محتوای کتاب‌هایش را تشکیل می‌دهند، تنها یک کتاب تألیفی به نام علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن در سال ۱۳۴۴ به سفارش یونسکو نگاشته است. در این کتاب و سایر تحقیقاتی که در مؤسسه، به‌ویژه پیرامون مطالعات شهری به انجام می‌رساند، بیش از هرچیز یک جامعه‌شناس است و درواقع ما با چهره‌ی جامعه‌شناس وی روبه‌رو هستیم. گرچه در همین کتاب تألیفی نیز سعی می‌کند از دغدغه‌ی بومی‌گرایی خود سخن بگوید، اما بومی‌گرایی هنوز به‌معنای توانایی کاربست نظریات کلی جامعه‌شناسی در مسائل جامعه‌ی ایران است. در حالی که در سخنرانی‌هایش این چهره کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر می‌شود. محتوای سخنرانی‌ها به‌سوی نوعی پندآموزی از سرنوشت غرب، در تمامی ابعاد فکری و غیر فکری‌اش، پیش می‌رود؛ محتویاتی که از غرب بحران‌سازی می‌کنند و درگام بعد علوم اجتماعی را نیز به تبع آن‌که محصولی غربی ا‌ست در بحران می‌بینند. به زعم نوشتار حاضر این چنین بحران‌انگاری‌ها درست است که در نهایت در خود نراقی نتوانست منجر به برساخت علم تازه‌ای موازی با جامعه‌شناسی-یا حتی در تضاد با آن-شود، اما می‌توانست زمینه را برای داعیه‌هایی که بعدها به‌نام بومی‌گرایی، «استقلال» علم جامعه‌شناسی را در نسبت با فلسفه، الهیات و کلام زیر سوال برد، فراهم کند.»